هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )

173

سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )

از اين فرصت براى هجوم به آنان بهره خواهند گرفت و دمار از روزگارشان در خواهند آورد . ( 1 ) طلحة بن خويلد برخاست و آواز سر داد كه : محمد براى شما گرفتارى پديد آورد ، خود را نجات دهيد ، نجات دهيد . و ابو سفيان گفت : اى گروه قريش به خدا قسم در جائى كه ماندنى نيست گرد آمده‌ايد . اسبان و شترانمان از بىغذائى تلف شدند و بنى قريظه نيز از همراهى با ما خوددارى كردند و رفتار ناخوشايندى از ايشان ديديم . از سختى باد نيز مىبينيد كه چه مىكشيم پس به راه بيفتيد كه من هم اكنون حركت مىكنم . مشركان در بازگشت شتاب كردند و بادهاى تند نيز همچنان بر خيمه‌ها و وسائلشان مىوزيد . آنان هر چه مىتوانستند بار خود را سبك كردند و به همراه غطفان و ديگر قبايل راه بازگشت از مدينه را در پيش گرفتند . وحشت و ترس چنان بر دلهاشان چيره شده بود كه اميدى به رهائى خويش نداشتند و بسيارى از لوازم خود را در آنجا باقى گذاشته و رفتند . ( 2 ) در كتابهاى تاريخ و سيره از حذيفة بن يمان نقل شده كه پيامبر بر مشركان نفرين كرد و از خداوند سبحان درخواست نمود گرفتارىهائى كه او و مسلمانان را فراگرفته بود بر طرف سازد و شر آنان را از وى بگرداند . هنگامى كه احساس نمود مشركان هراسان در حال حركتند رو به مسلمانان نمود و فرمود : از شما كيست كه به ميان ايشان برود و براى ما خبر بياورد كه آنان چه مىكنند ، من تضمين مىكنم او در بهشت همدم من باشد . هيچ‌كس برنخاست ، پيامبر مرا براى اين كار فراخواند و من چاره‌اى جز اجراى فرمانش نديدم . پس برخاسته به سوى دشمن رفتم و به ميان آنان داخل شدم . باد و لشكريان خداوند چه‌ها كه با آنان نكرد ! آنها آمادهء بازگشت بودند ، و من همچنان در ميانشان بودم تا آنكه بازگشتند و من نيز بازگشته پيامبر را از وضع آنان آگاه ساختم . آن حضرت خداوند را ستايش كرد . آيهء زير به همين موقعيت اشاره مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ